5/17/10

< 65 >

همیشه وقتی معاشقه می کنیم درباره ی ادم های دیگر خیال می بافیم، اما او دوست دارد بگوید راجع به کی و من نمیگویم. چرا باید بگویم؟ به خودم مربوط است. تقصیر من نیست که او میخواهد به زور خیالاتش را به خورد من بدهد. او دوست دارد همان لحظه ای که این چیزها به ذهنش میرسد به من گزارش بدهد. مثل گربه ای که یک پرنده ی مرده را هدیه بیاورد. من که هیچ وقت چنین چیزی نخواسته ام



هیچ کس مثل تو مال این جا نیست، میراندا جولای، نشر چشمه