نسیان
تو فنلاند کنار نهر
زنی قدیمی بم گفت:
به خاطر تو رودخونه ها رو متوقف میکنم
فراموشش میکنم...
تو نبرسکا میون مزارع گندم
زنی قدیمی بم گفت:
من تنها خوراک توام
فراموشش میکنم...
تو لندن زیر بمبارون
زنی قدیمی بم گفت:
من پاتخت و شهر و حومه ی توام
فراموشش میکنم...
تو برلین قبل جنگ
یا تو برلین بعد جنگ
این جوری که به خاطرم میاد
انگاره که بهم میگفت:
لحظه ای هستم که باید زندگی کنی
فراموشش میکنم...
زیر پلی تو ونیز
زنی قدیمی بم گفت:
من نقاب و آینه ی شکسته ی توام
فراموشش میکنم...
نبودن خیلی راحت تره، آلن بسکه، نشر مشکی
تو فنلاند کنار نهر
زنی قدیمی بم گفت:
به خاطر تو رودخونه ها رو متوقف میکنم
فراموشش میکنم...
تو نبرسکا میون مزارع گندم
زنی قدیمی بم گفت:
من تنها خوراک توام
فراموشش میکنم...
تو لندن زیر بمبارون
زنی قدیمی بم گفت:
من پاتخت و شهر و حومه ی توام
فراموشش میکنم...
تو برلین قبل جنگ
یا تو برلین بعد جنگ
این جوری که به خاطرم میاد
انگاره که بهم میگفت:
لحظه ای هستم که باید زندگی کنی
فراموشش میکنم...
زیر پلی تو ونیز
زنی قدیمی بم گفت:
من نقاب و آینه ی شکسته ی توام
فراموشش میکنم...
نبودن خیلی راحت تره، آلن بسکه، نشر مشکی