8/8/10

< 73 >

نسیان

تو فنلاند کنار نهر
زنی قدیمی بم گفت:‏
به خاطر تو رودخونه ها رو متوقف میکنم
فراموشش میکنم...‏

تو نبرسکا میون مزارع گندم
زنی قدیمی بم گفت:‏
من تنها خوراک توام
فراموشش میکنم...‏

تو لندن زیر بمبارون
زنی قدیمی بم گفت:‏
من پاتخت و شهر و حومه ی توام
فراموشش میکنم...‏

تو برلین قبل جنگ
یا تو برلین بعد جنگ
این جوری که به خاطرم میاد
انگاره که بهم میگفت:‏
لحظه ای هستم که باید زندگی کنی
فراموشش میکنم...‏

زیر پلی تو ونیز
زنی قدیمی بم گفت:‏
من نقاب و آینه ی شکسته ی توام
فراموشش میکنم...‏



نبودن خیلی راحت تره، آلن بسکه، نشر مشکی