5/3/10

< 60 >

می بینم چگونه به جنبش های تازه می پیوندند و بعد چند ماهی که گذشت از آن جنبش جدا میشوند تا به جنبشی دیگر و تازه بپیوندند که شعارهایی تازه اما به همان اندازه تو خالی به آن ها عرضه میکند. جمعیت انبوهی در صفوف طولانی از زیر پنجره من میگذرند و با فریاد شعارهایی در ستایش مردم فریبان سر میدهند و به اندیشه هایی می آویزند که سال هاست مرده اند، منسوخ شده اند، اما آن ها را متقاعد میکنند که راه نجاتشان در همین است.
سیل زباله های مادی چیزی است که نباید آن را دست کم گرفت. این زباله ها محیط طبیعی را تهدید میکنند و ممکن است آب و هوا را آلوده و مسموم کنند. اما آشغال های فکری خطرناک تر هستند چون روح و جان را مسموم میکنند، و انسان هایی با روح و جان مسموم میتوانند دست به اعمالی بزنند که عواقبی بازگشت ناپذیر دارند


روح پراگ، ایوان کلیما، ترجمه خشایار دیهیمی